![]() |
![]() |
|
| زندگي ايراني ، افكار و خاطرات ايراني |
|
در ادامه مطلب پيشين بايد عرض كنم من كه دارم منفجر مي شوم . از چي ؟ از اطلاعات بي نهايتي كه هر روزه به سراغ آدم مي آيد . هر وقت كه وارد اينترنت مي شوم و مطالب جديد و گستردگي و عظمت اينترنت را مي بينم از انفجار اطلاعاتي كه در هر لحظه رخ مي دهد من هم تا حد انفجار و گيج ماندن پيش مي روم كه : اي بابا من كدام مطلب را بخوانم و به كدام سايت سر بزنم تا راضي شوم . نمي دانم شما هم با اين موضوع هم عقيده هستيد يا نه . ولي من كه نمي دانم آخرش چه مي شود و به كجا مي رسد . اگر راه چاره اي سراغ داريد به من هم بگوييد .
حالا باز آنهايي كه تمام وقتشان را در اينترنت به چت كردن مي گذرانند دلم به حالشان مي سوزد . چون مي توان گفت اين افراد هم دست كمي از نفرات مشابه با مطلب پيشين من ( كثير الانتشار ) ندارند كه از اين همه اطلاعات مفت و مجاني فقط سراغ وقت تلف كردن هاي الكي مي روند !!!! نظر شما چيست ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:45 توسط خلیل رضوی |
|
|
اين كلمه كثير الانتشار هم براي من مغازه شده ها ! من هر روز حداقل چند روزنامه و مجله مي خرم و اين كار را از زمان 10 سالگي ام و بدون اين كه راهنما و مشوقي داشته باشم شروع كرده ام و 21 سال است اين كاره ام !
حالا وقتي برخي روزها در مقابل دكه به افرادي بر مي خورم كه با شنيدن مطلبي از تلويزيون يا راديو در مورد يك موضوع خاص مثلا : اسامي برندگان را در روزنامه هاي كثير الانتشار درج خواهد شد يا مشابه آن ...به روزنامه فروش مراجعه كرده و مي گويند : آقا كثير الانتشار داري ؟؟؟ آنوقت من حرص مي خورم و به حال طفلك فروشنده غصه مي خورم كه چگونه بايد به اين بابا حالي كند كه بابا ، تمام روزنامه هاي سطح كشوري را معمولا كثير الانتشار مي گويند . البته حتما و قطعا طرف در عمرش تا بحال روزنامه نخريده و نخوانده است و حتي نام يك روزنامه را هم تا حالا به كار نبرده و نمي شناسد و اصلا فرق بين روزنامه و مجله و كتاب را نمي داند !!! آنوقت در عصر اينترنت هستيم و انتظار داريم پيشرفت كنيم . در ژاپن مردم هر روز حداقل 2 ساعت مطالعه دارند و ما ؟؟؟ برخي وقتها از اين آمار دلم ميگيرد كه مرا هم قاطي اين آمار مي كنند . من كه هر روز از صبح تا شب حتما يك روزنامه يا كتاب دستم هست و شايد ميانگين مطالعه ام به حدود 10 ساعت در روز هم برسد آنهم مطالعه غير درسي !.( درس خواندن كمي برايم خسته كننده مي شود جون اجباري است . از هر چيز اجباري بدم مي آيد ! ) ديروز كه باز اين اتفاق در مقابل دكه مطبوعاتي رخ داد ديگر نتوانستم خودم را نگه دارم و اين مطلب را نوشتم . البته از اين اتفاقات و مشابه آن بسيار روي مي دهد كه در آينده برخي مدلهاي ديگر آنرا هم خواهم گفت تا ببينيم چرا ما پيشرفت نمي كنيم ! موفق باشيد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 10:11 توسط خلیل رضوی |
|
|
براي شروع مجدد اين وبلاگ ماجرايي كه امروز ظهر پيش آمد را حيفم آمد تا نگويم . البته از اين به بعد مطالب خواندني جالبي خواهم داشت ولي فعلا اين مورد را داشته باشيد كه :
ظهر رفته بودم ميوه بخرم كه ديدم 2 نفر براي پس گرفتن فقط مبلغ 25 هزار تومان از طلبي كه ظاهرا از فروشنده مغازه داشتند نزديك بود چه قشقرقي به پا كنند . طفلك فروشنده كه آدم شريف و محترمي است نمي دانست چه كار كند . تازه مبلغ 5000 تومن هم ظاهرا اضافه بر آنچه بايد ، از او گرفتند و البته اين كه ، فروشنده با قرض از همسايه ها چگونه توانست اين مبلغ را درست كند بماند . خيلي ناراحت شدم و شعر معروف يادم آمد كه : چشم تنگ دنيادوست را ***** يا قناعت پر كند يا خاك گور البته از ظاهر و وزن 200 كيلويي !!! طلبكار معلوم بود كه اين پولها اصلا برايش مهم نيست ولي آنچنان صحبت مي كرد كه انگار 20 ميليون طلب دارد . تازه وقتي از فروشنده پرسيدم كه بابت چه طلب داشتند گفت چند جور جنس بنجل را به من داده اند كه فروشي هم نداشته و اينگونه آبروريزي مي كنند . من ماندم كه چه بگويم .! . راستش من هم از برخي ها طلب دارم و آنهم طلبهاي با مبلغ بالا كه شايد ماهها دنبالشان نميروم و هيچ تحت فشار قرارشان نمي دهم . خدا هم مي رساند و بركت مي دهد به قرض الحسنه اي كه بدون منت داده ميشود . نظر شما چيست ؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:5 توسط خلیل رضوی |
|
|
از امروز سعي مي كنم با اينكه سرم خيلي شلوغ است خيلي زود زود به وبلاگ سر بزنم و يادداشتهايي از اتفاقات و خاطرات روزانه جالبي را كه به درد همه بخورد در اين وبلاگ ثبت كنم تا هم خوانندگان كتابهايم و هم ديگر عزيزان از آنها استفاده نمايند . اميدوارم بدقولي نكنم . منتظر باشيد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 23:31 توسط خلیل رضوی |
|
|
راستش خودم هم انتظار این را نداشتم که در عرض حدود یک ماه به یکباره تصمیم به ادامه تحصیل بگیرم و با عنایت به توانایی ها و خلاقیتی که دارم در عرض این مدت اقدام کرده و در عرض چند روز به جرگه دانشجویان بپیوندم . آنهم در چه رشته ای .؟ رشته ای که دربدر به دنبالش بودم تا در ان ادامه تحصیل بدهم و به لطف خدا با بهترین نحو این مشکل هم حل شد .
گفته بودم که اگر تلاش خود را بکنید و مصلحت الهی را هم قبول کنید به نتیجه دلخواه می رسید . بله من هم دوباره و بر خلاف مطلب چند روز پیش دانشجو شدم و قرار است از روز شنبه در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرایی تحصیل را شروع کنم . شما هم اگر بخواهید و تلاش کنید می توانید . باور کنید . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 14:46 توسط خلیل رضوی |
|
|
ساعت حدود ۳ صبح روز شنبه دوم مهر ۸۴ است . تااین وقت شب با چند برنامه جدید کامپیوتری سرگرم بودم . برنامه هایی واقعا جالب و کاربردی که البته اغلب کاربران از وجود این برنامه ها بی اطلاع هستند . این برنامه های بسیار جالب را به زودی در جلد سوم کتاب کامپیوتر برای همه تشریح خواهم کرد .
تا چند ساعت دیگر دانش آموزان اولین روز کلاس و درس و مدرسه را آغاز می کنند . من که برای آخرین بار در ۲۷ اسفند ۱۳۷۱ به مدرسه رفتم و ۱۳ سال از مدرسه رفتن ما می گذرد . البته به غیر از دانشگاه و روزهای پر خاطره آن . که انهم در ۲۰ اسفند ۱۳۷۶ به پایان رسیده است . یادش به خیر آن روزهایی که نه غم نان داشتیم و نه غصه فردا را می خوردیم . تنها دلمشغولی مان نوشتن مشق شب و خواندن درس برای امتحان بود و بس . ولی حالا چی ؟؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1384ساعت 3:56 توسط خلیل رضوی |
|
|
بعد از مدتها امروز و البته پس از نزدیک ۱۰ ساعت کار بکوب توانستم شکل ظاهری سایت راز دانش را همانطور که دیدید عوض کنم . راستش وقتی کار برای آدم شیرین باشد و علاقه داشته باشد اصلا متوجه گذشت زمان نمی شود .
این یک اصل در روانشناسی است . یعنی باید سعی کنیم یا کاری را انجام دهیم که به آن علاقه داریم یا حداقل اینکه به کاری که انجام می دهیم علاقه نشان دهیم . واقعا آنهایی که از روی اجبار و سالهای متوالی کار یکنواخت و بدون تنوعی را انجام می دهند چه لذتی از زندگی می کشند ! انسان نباید از از دست دادن شغل ترسی داشته باشد . هر کسی که به خود ایمان داشته باشد و در کاری علاقه و مهارت داشته باشد ، هیچ گاه بیکار نخواهد ماند . امیدوارم شما هم کار مورد علاقه خود را بیابید و با اشتغال به آن لذت ببرید نه اینکه خسته شوید . همانطور که من از کارهایی که انجام می دهم مانند تدریس و نوشتن ، لذت می برم و هیچ گاه خسته نمی شوم. پیروز و کامروا باشید .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم مهر 1384ساعت 18:22 توسط خلیل رضوی |
|
|
با تبریک فرارسیدن نیمه شعبان .
پس از چند روز فرصتی به دست آورده ام . راستش کلی مطلب جالب و خواندنی در زمینه های مختلف از خاطرات و داستان گرفته تا کامپیوتر و تکنولوژی موفقیت و مسائل متفرقه در ذهن دارم که می توانند تبدیل به کتابهایی بسیار جالب با خوانندگانی فراوان شوند . ولی حیف که فرهنگ مطالعه مردم کشورمان خیلی ناچیز است . واقعا حیف نیست که وقت و ساعات گرانقدر خود را به بطالت بگذرانیم در حالی که میتوان با مطالعه کتابهای خوبی که همه روزه در زمینه های مختلف چاپ می شود به اطلاعات خود افزود و با کسب دانش بیشتر ، بهتر زندگی کرد و پیشرفت نمود . وقتی جوان ایرانی به جای استفاده مفید از جوانی اش به دنبال کارهای بیهوده و وقت تلف کردن است . چه کار می توان کرد . فقط با تمرین و مطالعه می توانید قدر و لذت این کار را بدانید . من که از همان نوجوانی به وادی کتاب و کتابخوانی و نوشتن قدم گذاشته ام و علاوه بر سرگرم شدن به روش مفید ، تازه گیها از این راه به درآمد هم رسیده ام . شما هم می توانید . باور کنید من ۱۵ سال است ( از همان ۱۵ سالگی ) برای خود خاطرات و یادداشتهای روزانه می نویسم ! از همین امروز شروع کنید . هر روز حداقل یکساعت مطالعه غیر درسی داشته باشد . برای خود خاطرات و یادداشت بنویسید تا قلمتان بهتر شود . ضرر ندارد . باور کنید کتابهایی که در ذهن دارم غیر از آموزش برخی مطالب ، سرگرم کننده و زندگی ساز هم خواهند بود . شما بخواهید تا من هم شروع کنم . امیدوارم روزگار خوشی داشته باشید .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 0:39 توسط خلیل رضوی |
|
|
اول هفته و شنبه است . هفته و روز جدید را با چه نیتی و با چه رویی شروع کرده اید . اگر اول صبح با حالتی کسل و از روی اجبار بیدار شده اید بدانید تا آخر آن دچار بدبیاری و سردرگمی خواهید بود ولی اگر با روی باز و با لبخند روز را شروع کنید و بدون توجه به مشکلات و بدهی ها و دردسرهای طول روز ، شروع شیرینی داشته باشید روزگار نیز به کام مرادتان خواهد بود و خوش خواهد گذشت .
ول کنید و به لحظه اکنون بیندیشید تا بدانید زندگی زیباتر و خیلی مهمتر از آن است که به فکر کردن و غصه خوردن به اتفاقاتی بیندیشید که به احتمال ۹۰ درصد روی نخواهند داد و فقط باعث پریشان حالی لحظه های گرانتر از طلای شما خواهند شد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 10:30 توسط خلیل رضوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 مهر 1384 شهریور 1384 |
| پیوندها |
|
راز دانش کتابهای دانش برتر کتاب آراد |
|
RSS
|